السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

209

خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)

اعتقاد نيكو . پارسا ، خويشتن‌دار و كوشا در دانش و عمل بود . كتاب‌هاى تأليفى او به تعداد چهار صد و شصت مىرسد كه بعضى از آن‌ها در ده مجلّد و يا كم‌تر تدوين و در كشورهاى مختلف منتشر شده است و خودش مىگفت : خداوند ژرف‌انديشى در هفت دانش را به من روزى كرده است : تفسير ، حديث ، فقه ، نحو ، معانى ، بيان و بديع . هم‌چنين مىگفت : در همه ابزارهاى اجتهاد ، به مقام كمال رسيده‌ام و از اين جهت به آن تصريح مىكنم كه نعمت خداوند متعال را بازگو كرده باشم . و گويد : امّا من دويست هزار حديث حفظ دارم و اگر بيش از آن مىيافتم ، آن‌ها را حفظ مىكردم و شايد اكنون در روى زمين بيش از اين پيدا نشود ؛ امّا كتاب‌هايى درباره‌ى اجتهاد در فقه ، نوشته‌ام . و مىگفت : هرگز پاسخ سؤالى را ندادم جز اين كه برايش پاسخى تدارك ديدم كه در پيشگاه خداوند آن را بازگو كنم اگر مورد پرسش قرار گيرم . او داناترين فرد دوران خويش در فقه و حديث و رشته‌هايش بود . حافظ هنرمندى بود كه لفظهاى ناآشناى حديث و استنباط احكام را مىدانست . او در بيدارى خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم مىرسيد . و منقبت‌هاى شيخ بسيار و مشهور است . » « 1 » 2 - عيدروس يمنى گويد : « عصر روز جمعه نوزدهم جمادىالاولى سال نهصد يازده ، شيخ علّامه حافظ ابوالفضل جلال‌الدّين سيوطى مصرى شافعى درگذشت . نوشته‌هايش به شش‌صد كتاب مىرسد غير از آن‌چه از آن‌ها برگشت و آن‌ها را شُست . در محل‌هاى متعدّدى از قاهره عهده‌دار رياست و استادى شد . سپس از تمامى آن‌ها روى برگردانيد و درگذشت . كرامت‌هايى داشت كه بيشترش پس از درگذشت او آشكار شد . . . » « 2 » 3 - ابومهدى ثعالبى در « مقاليد الأسانيد » گويد : « امام و حافظ ابوالفضل . . . داراى نوشتارهايى است كه سود آن فراگير شد و در جان‌هاى و الا جايگاه ارزشمندى يافت و نوآموز و عالم بدان غبطه خوردند و شهرى و روستايى به چمن‌زار حاصل‌خيزش روى آوردند و نام كتاب‌ها را در يك رساله آورد . . . » « 3 »

--> ( 1 ) . لواقح الأنوار فيطبقات الأخيار ، از شعرانى . ( 2 ) . النور السافر عن اخبار القرن العاشر / 54 - 58 . ( 3 ) . مقاليد الأسانيد ، از ثعالبى .